حق با او بود . . . .

حق با او بود . . . .

مقصر من بودم . . . . !

آنقدر گفتم: غلامتم . . . . !

باور کرد مرا فروخت . . . . !!
دیدگاه ها (۱)

" من درحال‌ِ سوختن بودم،و تو آمدی‌ و مرا به‌خاطر‌بویِ خآکستر...

همیشہ ســــــــــادہ  بودَم   ..           ســــــــــادہ سل...

گفته بودم حالِ آرامِ مرا باور مکنگریه هرچه بی صداتر، سوز و آ...

من زمستانت شدم دیگه بهارت نیستمخوشبحالت راحتی ، دیگر کنارت ن...

من زمستانت شدم دیگه بهارت نیستمخوشبحالت راحتی، دیگر کنارت نی...

انقدر اومد فوریوم گفتم بزارم

آی زن!در سرانگشتانت چه می‌گذشتآن هنگام که قالیِ جان مرا می‌ب...

دادگاه تجدید نظر کانادا هم بر مقصر بودن شرکت و خلبان هواپیما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط