وقتی ناخون از خیلی ته گوشه‌اش می‌شکنه، آدما دو دسته میشن،

وقتی ناخون از خیلی ته گوشه‌اش می‌شکنه، آدما دو دسته میشن، اونایی اون درد زیادشو تحمل می‌کُنن و با دندون، ناخون و یه کمی از گوشتشون رو می‌کَنن، اونایی که صبر می‌کُنن تا ناخونشون بلند بشه و بعدن کوتاهش کُنن، اما خب همیشه انقدر به این ور و اون ور گیر می‌کنه و شکستگی جلوتر میره و اذیت می‌کنه تا خودش خود به خود کنده میشه، این داستان آدم‌هاست و مدل دل کندنشون از رابطه‌های از دست رفتشون...
میشه یه درد رو انقدر با خودت بکشی و ببری و گیر کنی به این ور و اون ور تا خودش به هرحال یه روزی ازت کنده شه ..
میشه همون اول از ته کندش ..
آدما همیشه انقدری که دوست دارن شجاع نیستن ..
دیدگاه ها (۱)

هنوزم به احساست اهمیت میدمانقدر به احساست مردم توجه کردمانقد...

آدمِ سالم کسیه که باید بره پیش روانشناس،نه چون حالش بده،بلکه...

ارش پیر

دوش گرفتن همیشه حال آدمو خوب می‌کنه، بچه ها بعضی وقتا انگار ...

#رمان#تهیونگ#جادویی🖤 رمان: «گردنبند آرزوها»✨ یه خلاصه کوچولو...

عنوان: به عنوانِ دوست پسرت (یوتا اوکوتسو)وقتی با هم راه می‌ر...

سناریو دازای

داستان قلعه بینهایت شیون شیون داشته شیاطین رو می‌کشته که یهو...

جالبه که بالا رفتن عمر لزوما باعث به دست آوردن تجربه میشه،ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط