تا وقت سرنیامده از من خبر بگیر

تا وقت سرنیامده از من خبر بگیر
وقتی دلت گرفت ، مرا در نظر بگیر !
در آرزوی بخت بلند و خیال تخت
از سجده سر برآور و قرآن به سر بگیر !
کام مرا که دربدرم ، دیرتر بده
جان مرا که بی‌ثمرم ، زودتر بگیر !
مگذار در حضور تو راحت طلب شوم
ناگاه منقلب شو و ناگاه در بگیر !
پروار می‌شویّ و گرفتار می‌شوی
ای عشق ! ای پرنده‌ی در بند ! پر بگیر ...
دیدگاه ها (۱۹)

درد ِعشقی کشیده ام که فقط ، هر که باشد دچار می فهمدمرد ، معن...

شادی... تو باز خواهی گشت با بهاربه وقت شکوفه ها ی جوانه زده...

کابوس ها خواب مرا برده رویای بیتاب مرا برده انگار مهتاب مرا ...

باید تو را همیشه به دقت نگاه کردیعنی نه سرسری، سر فرصت نگاه ...

با اینکه میترسم از اینکه چه خواهم نوشت اما فکری بر سرم زد شا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط