.

.

همین که می آیی
خورشید حضورت
تمام آسمان چشمانم را تصاحب می کند
و صبح از دریچه نگاهت
میزبان عاشقانه های من می شود
همین که می آیی
تاریکی رخت بر می بندد
و آغوشم پر از سپیده صبح می شود...
دیدگاه ها (۰)

‌دل بعشق تو دهم تا رمقی در دل هست...

♥ ‌ صبحِ من خیری ندارد بی‌طلوع چشم توذره‌ای چشمان خود را ب...

.قدم که میزنی کنارمشعری جدید آغاز می شودقدمهایمان چقدر قافیه...

.دلم یه حس خوب میخوادمثل بغلت و یه جای دور از همه‌ی آدماگوشی...

هرروز به شوق تو بهانهدست خورشید می دهمتا بیدارم کند من تمامل...

🩷🌺#شیشه‌عطرِ‌بهار‌لبِ‌دیوار‌شکست🌺🩷در من #شاعری سالخوردههر شب...

درازای ِغزل های نهفته در سکوت شب به پایان رسید آوای ِدل انگی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط