بی خداحافظی از پیش من ای یار نرو
بی خداحافظی از پیش من ای یار نرو
بارها رفتی و گویم دگر این بار نرو
رخ شفاف تو آئینه و در پیش من است
رو به سویت بنشینم کنم اصرار ، نرو
راز دارم توئی ، آن با که بگویم چو روی
پس بمان نزد من ای محرم اسرار ، نرو
درد دل با تو چو گویم کمی آرام شوم
سینه ام می ترکد گر شود انبار ، نرو
نکند یار دگر گشته خریدار ، تو را
ثمنی بیش بپردازم از آن یار ، نرو
این کبوتر سند قلب رئوفش بکند
ممضی محضر و بر نام تو دلدار، نرو
وسع او بود همین ، باز ببین گر دارد
چیز دیگر ، بود از آن تو بردار، نرو
دل من رابه کف آر، تو مغبون نشوی
عشق بتراود از آن بیش ز خروار ، نرو
فرش راهت بکند پیکر خود ، تا نخلد
به کف پای تو آرام دلش ، خار، نرو
این کبوتر برود پیش ، که بل راه سفر
با پرش روفته ، بهرت شود هموار، نرو.
بارها رفتی و گویم دگر این بار نرو
رخ شفاف تو آئینه و در پیش من است
رو به سویت بنشینم کنم اصرار ، نرو
راز دارم توئی ، آن با که بگویم چو روی
پس بمان نزد من ای محرم اسرار ، نرو
درد دل با تو چو گویم کمی آرام شوم
سینه ام می ترکد گر شود انبار ، نرو
نکند یار دگر گشته خریدار ، تو را
ثمنی بیش بپردازم از آن یار ، نرو
این کبوتر سند قلب رئوفش بکند
ممضی محضر و بر نام تو دلدار، نرو
وسع او بود همین ، باز ببین گر دارد
چیز دیگر ، بود از آن تو بردار، نرو
دل من رابه کف آر، تو مغبون نشوی
عشق بتراود از آن بیش ز خروار ، نرو
فرش راهت بکند پیکر خود ، تا نخلد
به کف پای تو آرام دلش ، خار، نرو
این کبوتر برود پیش ، که بل راه سفر
با پرش روفته ، بهرت شود هموار، نرو.
- ۱.۲k
- ۲۵ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط