بی خداحافظی از پیش من ای یار نرو

بی خداحافظی از پیش من ای یار نرو
بارها رفتی و گویم دگر این بار نرو

رخ شفاف تو آئینه و در پیش من است
رو به سویت بنشینم کنم اصرار ، نرو

راز دارم توئی ، آن با که بگویم چو روی
پس بمان نزد من ای محرم اسرار ، نرو

درد دل با تو چو گویم کمی آرام شوم
سینه ام می ترکد گر شود انبار ، نرو

نکند یار دگر گشته خریدار ، تو را
ثمنی بیش بپردازم از آن یار ، نرو

این کبوتر سند قلب رئوفش بکند
ممضی محضر و بر نام تو دلدار، نرو

وسع او بود همین ، باز ببین گر دارد
چیز دیگر ، بود از آن تو بردار، نرو

دل من رابه کف آر، تو مغبون نشوی
عشق بتراود از آن بیش ز خروار ، نرو

فرش راهت بکند پیکر خود ، تا نخلد
به کف پای تو آرام دلش ، خار، نرو

این کبوتر برود پیش ، که بل راه سفر
با پرش روفته ، بهرت شود هموار، نرو.
دیدگاه ها (۸)

در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمعشب نشین کوی سربازان و رندا...

به هرچه میخوام می رسم

کاش من یکسره در چشم تو پیدا باشمهمچو پیشامد ممکن به دلت جا ب...

عزیزی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط