دفتر نقاشی ام را باز میکنم مدادرنگی هایم را حاضر غایب میک

دفتر نقاشی ام را باز میکنم مدادرنگی هایم را حاضر غایب میکنم و میان رنگها بین زرد کهربایی و زرد پاییزی تفاوت قائل میشوم پاییزی میکشم شبیه آنچه نیست اما دوست دارم که باشد. خانه ای را میکشم اجاقش گرم بامش بارانی و مردمانی اهل گفتگو . ناگهان شب را میکشم اما نه با رنگ سیاه شاید آبی شاید سرخ شاید سپید . بیا پشت پلک شب چشم بگذاریم شاید در این پاییز دلمان برای هم تنگ شد ...
دیدگاه ها (۲)

های بانوشوخی نکن! چشم بسته خسته میشود" قلب خسته می ایستد زنب...

The eyes that were painted for me... "چشمانی که برایم نقاشی ...

فقط حرف رهبر

تا وقتی گروهبان قندلی که تیم ملی رورنگی کرده باشه تیم ملی نت...

⚫️فردا پنج شنبه یازدهمین سالگرد درگذشت زنده‌یاد کاپیتان هادی...

♨️ناکامی تروریست‌ها در حمله به ایست و بازرسی راسک🔹معاون امنی...

تروریسم که آمریکا خودشه ♨️دولت ترامپ ۲۵۰ هزار روادید را لغو ...

♨️ تظاهرات گسترده مردم مراکش در اعتراض به عادی‌سازی روابط ب...

♨️رهب انقلاب: رهبر نماز رکن حیات طیبه و پشتوانهٔ مستحکم مبار...

خیلییییییی سختهههههه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط