★You look like a kitten.....

★You look like a kitten.....
برای اینکه از اون همه مشغله و ایونت برند و سفرش به میلان بالاخره از هتل بیرون زد . تصمیم گرفت یکم پیاده روی کنی تا از شلوغی زیاد دور باشه ، اما از شانسش دقیقا همونجایی که فکر میکرد از همه جا خلوت‌تر باشه ، حالا سیلی از آدم اونجا بود .
با دیدن همچین جمعیتی فحشی زیر لب داد ، خداروشکر کرد که وقتی وارد اون جمعیت شد کسی اون پسر رو نشناخت اما میتونست بفهمه که چقدر از زیباییش و جذابیت و استایلش صحبت میکنن .
بالاخره از یه جایی به بعد تونست از شلوغی قاصله بگیره و در جایی خلوت تر راهشو ادامه بده .
با دیدن دختری که پوست برنزه و موهای بلند مشکی رنگی که کمی از موهاش رنگ شده بود از حرکت ایستاد . فقط میتونست از پشت اون دختر رو ببینه در حالی که خم شده و در حال ناز کردن یه گربه‌ی کوچیکه .
به سمت اون دختر حرکت کرد و یکی از زانوهاش رو خم کرد و اون هم شروع کرد با یه دست اون گربه رو ناز کردن .
_این گربه مال شماست؟
دختر با شنیدن صدای بم و جذاب کنارش روش رو سمت پسر برگردوند و محو جذابیتش و استایلش شد . لباش شروع به باز و بسته شدن کرد تا حرفی بزنه
+ا....ن..نه همین الان دی...دیدمش
جونگین با دیدن مِن مِن کردن دختر روبه‌روش خنده‌ی ریزی کرد . اخه چرا اون دختر باید واسه دیدنش به لکنت میوفتاد؟در واقع اون پسر کسی بود که باید از زیبایی دختر روبه‌روش لکنت میگرفت .
_شاید بهتره همدیگه رو بیشتر بشناسیم ؟هوم؟نظرت چیه؟
دختر چند بار سریع پشت سر هم پلک زد تا ببینه چیزی که داره اتفاق میوفته واقعیه یا نه
+ا...البته
_شبیه گربه‌هایی.....
دیدگاه ها (۳)

★Don't be sad my boyyy.....+هی هیونجینییی قهر نکننننپسر در ح...

Part four.....(May 17 , 2026)با صدای آلارم گوشیش از خواب ناز...

part three....._هی چیکار میکنی؟ با دیدن دختر که در حال باز ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط