ای قلب من بارانی ات کردند و رفتند

ای قلب من ، بارانی ات کردند و رفتند
کنج قفس ، زندانی ات کردند و رفتند

در سایه های شب ، تورا تنها نوشتند
سرشار سرگردانی ات ، کردند و رفتند

احساس پاکت را ، همه تکفیر کردند
محکومِ بی ایمانی ات ، کردند و رفتند

هرشب تورا دعوت ، به بزم تازه کردند
در بزمشان ، قربانی ات کردند و رفتند
دیدگاه ها (۱)

من مانده ام به پای تو و روزگار تو ای آنکه گشته هستی من بی قر...

عدالت مرده

بیقرارم من قرارم را کجا پیدا کنم شب نصیبم روزگارم را کجا...

زندگی را چه علاجی که کنارم نیستیهمه را دارم و اما تو که یارم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط