قول داده ام گاهی ، هر از گاهی چراغ یادت را میان این کوچه

قول داده ام گاهی ، هر از گاهی چراغ یادت را میان این کوچه های بی چراغ و بی چلچله روشن کنم ، خیالت راحت ، من همان منم ، هنوز هم در این شبهای بی خواب و بی خاطره ، میان این کوچه های تاریک پرسه میزنم ، اما به هیچ ستاره دیگری سلام نخواهم کرد ..........
دیدگاه ها (۵)

روزهاست از سقف لحظه هایم یاد تو چکه میکند ، اگر این باران بن...

خدایا این روزها بیشتر حواست به من باشد هنوز زمستانت نیامده ،...

تو چه با صلابت حکم می دهی که حواست را جمع کن و من میمانم که ...

بهم گفت کیه ؟ گفتم قلبم ، گفت بهت خیانت میکنه ها ، گفتم میدو...

P¹⁴ ?سوآه چراغ قوه‌ی گوشی‌اش را روی اطراف چرخاند.سوآه : صدا ...

گاهی زندگی، آدم را آرام و بی‌صدا از کنارِ روزهایی عبور می‌ده...

اقا خیلی هاتون هم تو کامنت هم تو پی گفتین سناریو بدم

### 🖤 پارت اول: سایه‌ای در مهبارون مثل شلاق به شیشه‌های ماشی...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟙𝟘: حقیقتصدای قدم‌های رزی در راهروی تاریک ن...

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

part 37نامجون آروم بهش کمک کرد دراز بکشه و پتو رو روش مرتب ک...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۱۶صدای سامان هنوز در راهروی مخفی ...

فیک کوکفصل ²پارت ³ویو ا.تمنو توی آغوشش کشید و بوسه ی ریزی رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط