وقتی که دستام خسته از تکرار سیگاره

وقتی که دستام خسته از تکرار سیگاره
وقتی که چشمام تک تکِ شب ها رُ بیداره,

وقتی که تو تقویمِ من هر هفته تعطیله
وقتی که قلبِ پنجره محصورِ با میله,

باید به فانوسِ کدوم آوازی دل خوش کرد؟
توی کدوم پس کوچه می شه گریه کرد از درد؟

وقتی که لبخندِ تو دوره از من و از ما
وقتی که هر دو گم شدیم تو برزخِ دنیا

وقتی رفیقی غیرِ سایه پا به پامون نیست
وقتی تصور کردنِ خوشبختی آسون نیست

باید چه جوری جاده های رفته رُ برگشت؟
باید کجای زندگی دنبالِ رویا گَشت؟

دور از تو مهتابم پسِ ابرا گرفتاره
دور از تو ختمِ قصه ی هر کوچه دیواره

تو لحظه هایی که ستاره سرنگون میشه,
وقتی که شب بو تو
دیدگاه ها (۱)

𝐓𝐡𝐞 𝐃𝐚𝐲 𝐖𝐞 𝐒𝐰𝐚𝐩𝐩𝐞𝐝 | روزی که جای هم بودیم𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏صبح با صدای ...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} پارت دواونشب بود تونشبی که شیسه و...

پارت ۱۳ #پشت غرورتلیام هنوز عکس رو توی دستش گرفته بود.اِما آ...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹⁸صدای اولین پرنده‌ها هنوز در جنگل ن...

𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝒕𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 “𝑰 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒀𝒐𝒖”𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟐اولین نشانه خیلی کوچک بود.آ...

چندپارتی تهیونگ

پرنسس کوچولوی دروغگو p۲

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۸ آخرین کلاس قبل از ناهار تمام شد.فلیک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط