شعرمهدوی

شعر_مهدوی
آشفته ام شبیه دلِ بی قرار ها
بی رنگ و روست،روی تمام بهار ها

از آینه نمی شود هیچ انتظار داشت
وقتی نشسته است به رویش غبار ها

شیرینیِ وصال به قدر فراق نیست
خسته نمی شوم من از این انتظار ها

این روزگار کفر مرا در می آورد
وقتی که بی تو می گذرد روزگار ها

در شهر خویش بین همین کوچه ها تو را…
نشناختیم اگر چه که دیدیم بار ها

اصلا قرار بود که جمعه ببینمت
بازم گناه من زده زیر قرار ها

در راه انتظار تو رفتند زیر خاک…
رفتند زیر خاک هزاران هزار ها

حالا که خلوت است حرم ، بعد اربعین
ما را ببر زیارت شش گوشه دار ها
دیدگاه ها (۱)

حدیث_مهدویامام مهدی از دیدگاه پیامبر اکرمالذی یأخذ بحق الله ...

سکینه دختر امام حسین راوی کربلا سکینه، از مادری به نام رباب ...

فرازی از ادعیه صحیفه سجادیه آقا امام سجاد علیه السلامیَا مَ...

شفای چشم با تربت سیدالشهدا علیه السلامالسلام علیک یا ابن علی...

از تو چه پنهان،عاشقت بودم!از دل نه از سلول سلولمبا تو جهانم ...

شوهر یا ارباب

ایا برای ابدیت کشورت ایران نمی جنگی ؟🇮🇷بیایید با هم عهد ببند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط