وقتی بیدار شدم با صورت کیوت کوک مواجه شدم وای خدا این بشر

وقتی بیدار شدم با صورت کیوت کوک مواجه شدم وای خدا این بشر چقدر خوبهههه
ا.ت:کوکی(اروم)
کوک:هوم(خابالو)
ا.ت:پاشو دیگه
کوک:نمیخوام(خابالو)
ت.ا:یااا پاشو دیگه
کوک:نمیخوام
ا.ت:که نمیخوای
کوک:اوهوم
ا.ت:باشه
آروم رفتم سمتش و بوسیدمش اونم خواست ادامه بده که سرم رو برگردوندم
ا.ت:اول بیدارشو بعد
کوک به حرفم توجه نکرد و من رو برگردوند و روم خیمه زد و شروع کرد به بوسیدنم بعد از چند مین نفس کم آوردیم و از هم جدا شدیم که...
دیدگاه ها (۰)

که کوک گفتکوک:وای خیلی خوب بودا.ت:اوف پاشو برو کاراتو بکن بر...

یهو کوک اومد پایینکوک:سلاممممم.ک:پسرم امروز خیلی خوابیدی هاک...

رزی:یاا بدو بریم آماده شیما.ت:باشه رفتیم بالا و لباسمون رو ع...

سوار شدیم و به سمت خونه ی رزی رفتیم چون با این لباسا نمیتونس...

Part 14

Part 15

پارت 17ویو ا / ت بعد از حرفی که زد مطمئن شدم که کوک من رو ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط