می شود پیشانیت بوسید و از لبها گذشت؟

می شود پیشانیت بوسید و از لبها گذشت؟
می شود از دیدن چشمان زیباها گذشت؟

گفته بودی روزگارت پیش من خواهد گذشت
روزگارم با بوسه از لبهای تو خواهد گذشت

با تو روزهایم به بازیها در خیابانها گذشت
شب ها در فکر تو اما به سردی ها گذشت

دل به بازی ابروی تو خو کرده بود
می شود دلداده شد اما که از یادش گذشت ؟

گر چه در خیل خود با تو دلبستگی ها کرده ام
آخرش دست او در دست تو از آن خیابانها گذشت

با تو بودنها به پایانش در خیابانها رسید
دستم رها از دست تو روزگارم تنها گذشت

دیدمش پیشانیت بوسید و از لبها گذشت
دستش رها از دست تو بی عشق تو تنها گذشت

کس ندانست چه ها در این خیابانها گذشت
کس ندانست چه ها از این دل تنها گذشت
دیدگاه ها (۲)

گفتی اَز باران بسازَم دَفتریخواهَم نوشت؛اینکه مَن را تا کُجا...

باید آهسته نوشتبا دلی خسته نوشتگرم و پر رنگ نوشتروی هر سنگ ن...

تماشای تو وقت دلبری سخت است باور کنتو را دیدن به چشم خواهری ...

باران صدای قدم های توستکه چک چکدر گوش خاطراتم می پیچدباران ل...

تکاپو پارت 73:ماسک سنگی🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍هوا در پشتِ درهایِ بزرگِ تا...

عهد خونین و گل رزpart: 6 «آخر» ...

دردناک‌ترین بخشِ زندگی اینجاست که می‌بینی تقویم ورق می‌خورد،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط