وقتی که دیگر نبود.

وقتی که دیگر نبود.
من به بودنش نیازمند شدم.
وقتی که دیگر رفت.
من به انتظار آمدنش نشستم.
وقتی که دیگر نمی توانست مرادوست بدارد..
من او را دوست داشتم..
وقتی که او تمام کرد
من شروع کردم...
وقتی که او تمام شد..من آغاز شدم.
وچه سخت است تنها متولد شدن.
مثل تنها زندگی کردن است...
مثل تنها مردن...
دیدگاه ها (۳)

عاشقے جرم قشنگے ست مرا دار نزنشدہ ام عاشق توعشق مرا جار نزنا...

من پریشان خاطرم امشب , دلآرامم کجاست؟آنکه با عشقش  بسوزاند...

ﺗﻨﻬــ ــ ـــﺎ ﺑﻮﺩﻥ ﺧﯿﻠــ ــ ــــﯽ ﺑﻬﺘﺮ ...

.....!!!!!!

یه فکت، دقت کردید همه ارتیستا، یه چیزی دارن برای تعریف کردن ...

زندگی نه تو سی‌سالگی شروع میشه و‌نه تو چهل‌#زندگی از اون لحظ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط