وقتی که دیگر نبود.
وقتی که دیگر نبود.
من به بودنش نیازمند شدم.
وقتی که دیگر رفت.
من به انتظار آمدنش نشستم.
وقتی که دیگر نمی توانست مرادوست بدارد..
من او را دوست داشتم..
وقتی که او تمام کرد
من شروع کردم...
وقتی که او تمام شد..من آغاز شدم.
وچه سخت است تنها متولد شدن.
مثل تنها زندگی کردن است...
مثل تنها مردن...
من به بودنش نیازمند شدم.
وقتی که دیگر رفت.
من به انتظار آمدنش نشستم.
وقتی که دیگر نمی توانست مرادوست بدارد..
من او را دوست داشتم..
وقتی که او تمام کرد
من شروع کردم...
وقتی که او تمام شد..من آغاز شدم.
وچه سخت است تنها متولد شدن.
مثل تنها زندگی کردن است...
مثل تنها مردن...
- ۵۵۷
- ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط