💢   #داستانک 💢

💢   #داستانک 💢
🍃 شما دینتون رو فروختید و ما خریدیم...🍃
#روبنده
#دین

👇 🌸 👇

بانوے محجبہ اے در یکے از سوپرمارکت هاے زنجیره اے در فرانسہ خرید مے کرد...🛍  
خریدش کہ تموم شد، براے پرداخت رفت پشت صندوق.
صندوقدار کہ یک خانم بے حجاب و اصالتا ایرانے بود، نگاهے از روے تمسخر بہ خانم محجبہ انداخت😏   و همینطور کہ داشت بارکد اجناس رو مے گرفت، اجناس اون خانم رو با حالتے متکبرانہ بہ گوشہ میز مے انداخت...

اما خانم باحجاب ما کہ روبنده بر چهره داشت خونسرد بود و چیزے نمے گفت و این باعث مے شد صندوقدار بیشتر عصبانے😠   بشہ!
بالأخره صندوقدار طاقت نیاورد😡   و گفت:

ما اینجا توے فرانسہ خودمون هزارتا مشکل و بحران داریم...
این نقابے کہ تو روے صورتت دارے یکے از همین مشکلاتہ کہ عاملش تو و امثال تو هستید!😒   ما اینجا اومدیم براے زندگے و کار، نہ براے بہ نمایش گذاشتن دین و تاریخ!! اگہ مے خواے دینت رو نمایش بدے یا روبنده بہ صورت بزنے برو بہ کشور خودت😕

خانم محجبہ اجناسے رو کہ خریده بود توے نایلون گذاشت، نگاهے بہ صندوقدار کرد...😐
روبنده رو از چهره برداشت و در پاسخ خانم صندوقدار کہ از دیدن چهره اروپایے و چشمان رنگین اون جا خورده بود😧   گفت:

من فرانسوے هستم...😊   این دین منه✨   اینجا هم وطنم هست...
"شـمـا دیـنـتـون رو فـروخـتـیـد⚡ ️ و مـا خـریـدیـم"

 🌺
دیدگاه ها (۶)

درود خوشگلا بریم برای پارت چهارممم

شاهکاری به نام دروغ

𓆩 پارت ۵۳ 𓆪 🖤جیمین هنوز داشت به ات می‌خندید که گوشی‌اش زنگ خ...

p13

.....//برده ی زیبا//......

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟓روز بعد، جیمین زودتر از همیشه آماده شد....

رایحه پنهانآخر سر آروم سر تکون داد.- عوم... باشه، ارباب.بعد ...

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پارت ۵به م...

*.the Law of Violence.*

پارت 36صدایِ چرخشِ کلید توی قفلِ درِ ورودی، مثل آژیرِ خطر تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط