وقتی باقی مانده پیکر ❀شهید مسعود تقی زاده ❀ رو روی زمین چ

وقتی باقی مانده پیکر ❀شهید مسعود تقی زاده ❀ رو روی زمین چیدند، 
همسرش جلو رفت و خواست چیزی از میان استخوانها بردارد. 
وقتی پرسیدیم چیکار می کنید؟
✔ گفت:می خوام از این خاک هایی که ازش باقی مونده، مقداری بردارم.
گفتیم: خب بردار، ولی دنبال چی می گردید؟
✔ گفت: 【"می خوام از اون جایی که قلبش بوده، خاک بردارم." 】
دیدگاه ها (۳)

رمان آغوشی از جنس خطر پارت سیزدهم 1۴

P24ویو دامیان وایی چه بدن نرم و لطیف و قشنگی داره دیگه واقا ...

the lost leaves/رمان جیمین

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۲۰حیاط مدرسه شلوغ بود.اما برای چهار آل...

.....پارت هجدهم.....

پارت ۴۹آسمانِ شهر خاکستری بود و بارانِ ریزی می‌بارید که انگا...

راز خون پارت ششم

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

🌑 وارث سایه‌ها — پارت ۲۸«آخرین نبرد»پدر ات اسلحه را بالا گرف...

پارت:3 (بخش1) **زاویه دید: هیزل*ریه‌هایم مثل یک موتورِ ازکار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط