ادامه پارت 42
ادامه پارت 42
و دست آزادشو به سمت در ماشین برد و بازش کرد و به امیلی کمک کرد تا سوار بشه خودشم با نیشخندی عینک دودیشو از سر جیبش برداشت و روی چشماش گذاشت و به سمت راننده رفتداخمای مایکل به وضوح توی هم گره خوردن و این دقیقا چیزی بود که جیمین میخواست
سوار ماشین شد و با تیک اف ریزی از خونه میرا دور شد که ناگهان صدای خندههای بلند امیلی توی گوشش طنین انداز شد با تعجب به سمتش چرخید و ابروهاشو سوالی بالا انداخت
و گفت : وای پسررررر خیلییی خوب دهن مایکلو صاف کردی اخی دلم خنک شد
جیمین : میبینم یکی از چزوندن اون بی قواره خوشحال شده
امیلی : مطمئن باش اون یه نفر قطعا منم حقش بود مرتیکه...
جیمین : نیازی به عصبانیت نیست امگای شکلاتی من بعد از این دیگه هیچکس قرار نیست باعث ازارت بشه
امیلی : م..ممنونم
بی حرف دستشو به سمت دست امیلی برد و این دستاشون بود که توی همدیگه گره میخورد و رایحه ی شیرین شده ی امیلی باعث لبخند کمرنگ جیمین شد بعد رسیدن به خونه جیمین به سمت اتاق کارش رفت که امیلی گفت : عام من میرم یه دوش بگیرم امروز واقعا روز عجیبی بود میدونی
جیمین : باشه اگه چیزی خواسی صدام کن منم توی اتاق کارمم باید به یه سری پرونده ها رسیدگی کنم
امیلی : موفق باشی
و دست آزادشو به سمت در ماشین برد و بازش کرد و به امیلی کمک کرد تا سوار بشه خودشم با نیشخندی عینک دودیشو از سر جیبش برداشت و روی چشماش گذاشت و به سمت راننده رفتداخمای مایکل به وضوح توی هم گره خوردن و این دقیقا چیزی بود که جیمین میخواست
سوار ماشین شد و با تیک اف ریزی از خونه میرا دور شد که ناگهان صدای خندههای بلند امیلی توی گوشش طنین انداز شد با تعجب به سمتش چرخید و ابروهاشو سوالی بالا انداخت
و گفت : وای پسررررر خیلییی خوب دهن مایکلو صاف کردی اخی دلم خنک شد
جیمین : میبینم یکی از چزوندن اون بی قواره خوشحال شده
امیلی : مطمئن باش اون یه نفر قطعا منم حقش بود مرتیکه...
جیمین : نیازی به عصبانیت نیست امگای شکلاتی من بعد از این دیگه هیچکس قرار نیست باعث ازارت بشه
امیلی : م..ممنونم
بی حرف دستشو به سمت دست امیلی برد و این دستاشون بود که توی همدیگه گره میخورد و رایحه ی شیرین شده ی امیلی باعث لبخند کمرنگ جیمین شد بعد رسیدن به خونه جیمین به سمت اتاق کارش رفت که امیلی گفت : عام من میرم یه دوش بگیرم امروز واقعا روز عجیبی بود میدونی
جیمین : باشه اگه چیزی خواسی صدام کن منم توی اتاق کارمم باید به یه سری پرونده ها رسیدگی کنم
امیلی : موفق باشی
- ۶۹۲
- ۱۱ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط