مـشك بـرداشت كه سيـراب كـند دريـا را

مـشك بـرداشت كه سيـراب كـند دريـا را
رفـت تـا تـشنـگي‌اش آب كـند دريـا را

آب روشن شد و عكـس قـمر افتاد در آب
مـاه مي‌خواست كه مهتاب كند دريا را

تـشنه مي‌خواست ببيند لـب او را دريا
پس ننوشيد كه سيراب كند دريا را

كوفه شد، علقمه شق القمري ديگر ديد
ماه افتاد كه محراب كند دريا را

تـا خجالت بكشد، سرخ شود چهره ی آب
زخم مي‌خورد كه خوناب كند دريا را

نـاگهان موج برآمد كه رسيد اقيانوس
تـا در آغوش خودش خواب كند دريا را

آب مهـريه گُل بـود و اِلاّ خـورشيد
در توان داشت كه مرداب كند دريـا را

روي دست تو نديده است كسي دريادل
چون خدا خواست كه ناياب كند دريا را
دیدگاه ها (۰)

مشک برداشت که سیراب کند دریا رارفت تا تشنگی‌اش آب کـند دریا ...

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ مشک برداشت که سیراب کن...

شب نهم محرم : شب تاسوعا ، شب علمدار حسین (ع) حضرت عباس (ع)مش...

مشک برداشت که سیراب کند دریا را رفت تا تشنگی اش آب کند دریا ...

مشک برداشت که سیراب کند دریا رارفت تا تشنگی اش آب کند دریا ر...

✋ #وقت_سلام

▪️تشنه می‌خواست ببیند لـب او را دریا▪️پس ننوشید که سیراب کند...

#شب_تاسوعا 💚🌴🍃 السلام عليك يا ابا الفضل العباس مشک برداشت که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط