انگاه بانوی پر غرور عشق را دیدم
انگاه بانوی پر غرور عشق را دیدم
در استانه ی پر نیلوفر
که به اسمانی بارانی می اندیشید
وانگاه بانوی پر غرور عشق خود را دیدم
در استانه ی پر نیلوفر باران
که پیراهن ش دست وش بادی شوخ بود .
وانگاه بانوی پر غرور باران را
در استانه ی نیلوفر ها
که از سفر دشوار اسمان باز ماند .
وانگاه بتو اندیشدم . که اگر سوی اسمان میرفتی
انگاه اندیشه بازگشت هم در درونت شلعه ور می ماند ..
دو بیت اخر ترواش ذهنی بود /.
در استانه ی پر نیلوفر
که به اسمانی بارانی می اندیشید
وانگاه بانوی پر غرور عشق خود را دیدم
در استانه ی پر نیلوفر باران
که پیراهن ش دست وش بادی شوخ بود .
وانگاه بانوی پر غرور باران را
در استانه ی نیلوفر ها
که از سفر دشوار اسمان باز ماند .
وانگاه بتو اندیشدم . که اگر سوی اسمان میرفتی
انگاه اندیشه بازگشت هم در درونت شلعه ور می ماند ..
دو بیت اخر ترواش ذهنی بود /.
- ۱۹۱
- ۲۰ آبان ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط