ترجمه دل خوشیه من بود تا اینکه

🕸ℐ𝓉 𝓌𝒶𝓈 𝓂𝒴 ℘ℓℯ𝒶𝓈𝓊𝓇ℯ 𝓊𝓃𝓉𝒾ℓ 𝓃ℴ𝓌❤️‍🩹


ترجمه : دل خوشیه من بود تا اینکه...🎭


🅿28:

«ویو ته»
اینقدر که استرس داشتم نفهمیدم چجوری به لوکیشنی که ا/ت بهم داده بود رسیدمـ...

رفتم داخل بیمارستان..
اون جونگکوک بود؟ چرا اینجاست!!!
وقتی که روی صندلی بیرون اتاق نشسته بود..معلوم بود استرس داره و نگاهش بهم افتاد.
کوک: هــه پس به تو زنگ زده که بیای درسته؟
ته:.........
بدون اینکه چیزی بگم راهم رو کشیدم و داشتم میرفتم تو اتاقی که پرستار گفت ا/ت اونجا بستریه که جونگکوک هم پشت سرم راه افتادــ...
«ویو ا/ت»
انگار تو خلسه گم شده بودم...تو دنیای خودم نبودم...میخواستم زانو هامو رو بغ*ل کنم و سرم رو توش فرو ببرم و دیگه بیدار نشم...استرس...نگرانی...ناامید...گیجی...بی هدف...یعنی باید چیکار کنمــ..
من خیلی وقته فهمیدم نمیتونم به هر دوشون خیانت کنمــ..عشق مثلثی؟؟(پوفــــ)

با صدای در به خودم اومدم
_بیا تو
چ_چرا....چرا این منم که همش تحت فشارهـــ

ته: ا/ت حالت خوبه(نگران)
گفت و به سمتم اومد و کوک هم با انجام همون حرکات به سـمـتـم اومـد....

ادامه دارد.....

♕شرط پارت بعدی ^_^♕

♡ لایک: 30 «✓»
♡ کامنت: 35 «✓»
الان {189} تاییم
♡ فالو: 6 «✓»
«یعنی تا 195 نشدیم نمیزارم»
دیدگاه ها (۴۰)

یونیــم فالو شه🪿🕶

Part:1 ویو جونگکوک:صبح زود ب...

☝🏻☝🏻☝🏻

بچها این کانالس نمیدونم چجوری لینکش رو بزارم هر کی نتونست بی...

۳ عاشق پارت ۴ ویو ا/تیه نوری به چشام میخورد بدنم گرفته رود و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط