تو را باید نواخت ...

تو را باید نواخت ...
نوشتن
دردی از دل تنگی دوا نمی کند
باید به جای قلم
ساز بدست بگیرم ...!
دیدگاه ها (۱)

و آغوشمدرانتظارامدن بهارچشمانتعطرمریم میزند

و من تازگیها کشف کرده ام روی این کره ی خاکی موجوداتی زندگی م...

با تو حس شعردر من بیشتر گل می کندیاسم و بارانکه می بارد معطر...

دلتان را جوری " محکم " بار بیاوریدکه غمِ رفتن هیچ کسصدمه به ...

چه دردی میکشم از سردیِ رفتارِ چشمانی، که عاشق می‌کند دل را، ...

چه دردی میکشم از سردیِ رفتارِ چشمانی، که عاشق می‌کند دل را، ...

می روی ونمی رود، غم تو از دل، حق بده جای گریه، دیده خون ببار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط