کودک گل فروشی باصدای عاجزانه التماسم گل بخر.گفتم برای کی؟

کودک گل فروشی باصدای عاجزانه التماسم گل بخر.گفتم برای کی؟؟! گفت برای هدیه دادن ب عشقت گفتم اگه عشقم ب عشقش هدیه دادچی؟؟؟لحظه ای سکوت کردوگفت گلهایم فروشی نیست.....
دیدگاه ها (۱)

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆چند دقیقه‌ای بود که توی اتاق ن...

بـرای تویـی که تنهایی هایمــ پر از یاد توستــ …بـرای تویـی ک...

رمان: در جست و جوی رستگاریپارت دومحیح چقد زود پارت دادم-____...

🧁 پارت چهاردهم | اعترافی که در دل ماندبعد از آن روز شلوغ، چن...

╭─────────────── 🦋 ───────────────╮✦ پارت ۴ | یک پیشنهاد ساد...

مهمونی پارت ۴۷

پشت نگاه سردت.. 19تهیونگگوشی رو روی تخت گذاشتم و چند لحظه به...

🕯 𝖌𝖔𝖑𝖉𝖊𝖓 𝖇𝖗𝖔𝖜𝖓 | قَهوِهـ اےِ طَلایـے🤍 𝖕𝖆𝖗𝖙 ² | پارتـ ²🦢 𝖕𝖔𝖛 ...

چند روز بعد، ات کم‌کم به زندگی جدیدش در عمارت عادت کرده بود....

پارت 48ات هنوز کنار کای ایستاده بود.+=مامان... برای من چی می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط