عشقپولی
#عشق_پولی
#part۱۶
دینگ دینگ *صدای در*
هیسونگ : اهان مینهوهم اومدم
جیسو : خوبه پس میز شامم امادست اومد میشینیم سر میز
(مینهو اومد)
مینهو : سلام به همگی
بومگیو : سلام
هیسونگ : سلام مینهو سلام بومگیو
جیسو : مینهو جان میبینم که با خودت مهمون اوردی
مینهو : همینطوره خواستم امروز نامزدمم با خودم بیارم تا ایشونم با اقای هان اشناشن
بومیگو : درسته عزیزم نمیخوای مارو اشنا کنی ؟
مینهو : حتما میتونم جیسونگ صداتون بزنم
جیسونگ : حتما حتما *بغض ته گلویی💔*
مینهو : ایشون جیسونگن از این به بعد میشه گفت دوست خانوادگی جیسونگ ایشون بومگیوعه نامزدم و همسر ایندم
جیسونگ : خوشبختم *بغض*
بومگیو : همچنین *لبخند*
جیسو : بفرمایین سر میز
هیسونگ : اومدیم
بعد از شام کمی حرف زدن تا اینکه جیسونگ گفت
جیسونگ : من دیگه باید برم دیر وقته
مینهو : میخوای برسونمت ؟
جیسونگ : اگه میشه
مینهو : حتما چرا که نه
بومگیو : منم بیام ؟ *بچه ها این رو مخ بومگیو تی اکس تی نیست این برعکس بومگیو خودمون جندست و قراره چندشتون بشه ازش چون من کرم دارم😃*
مینهو : نه عزیزم تو بمون اینجا من جیسونگ و برسونم میام
بومگیو : پوففف باشه
جیسونگ : بریم ؟
مینهو : اوهوم
جیسونگ و مینهو رفتن سوار ماشین شدن توی طول راه حرفی زده نشد تا اینکه مینهو سرفه ای کرد و شروع به حرف زدن کرد
مینهو : اهم ... خواستم بدونم چطور پول صندلی وی ای پی رو دادی ؟
جیسونگ : اوه خیلی یهویی بود خب درسته پدرم انقدر مال و اموال نداشت که بتونم اون صندلی رو اجاره کنم ولی یه برنامه ای هست که من و دوستم ساختیمش کارش مثل کار برنامه شرکت شماست ولی واسه ما میشه گفت اونقدرام معروف نیست ولی سودش بیشتر از سود بقیه برنامه هاست
مینهو : اوه چه خوب حالا سودش چقدره؟
جیسونگ : با قیمت دلار حصاب کنیم ۲۰ برار
مینهو : ام یه نظری دارم
جیسونگ : بفرما
مینهو : میتونیم شراکتی این کارو انجام بدیم
جیسونگ : شما ؟
مینهو : اره من
جیسونگ : چطور ؟
مینهو : خب من بیشتر از پدرم صحام دارم میتونم شمارو شریک کنم و برنامه شمارو برنامه جدید شرکت معرفی کنم اینطوری هم برنامه بازدید کننده بیشتری پیدا میکنه هم من و هم شما سود بیشتری میکنیم
جیسونگ : درموردش فکر میکنم
مینهو : خوبه اگه خواستین قبول کنین لطفا به شرکت بیاین تا اونجا درموردش اساسی صحبت کنیم و قرارداد ببندیم
جیسونگ : حتما
مینهو : رسیدیم
جیسونگ : ممنون به خاطر رسوندنم و پیشنهادتون خدافظ
مینهو : خدافظ
#part۱۶
دینگ دینگ *صدای در*
هیسونگ : اهان مینهوهم اومدم
جیسو : خوبه پس میز شامم امادست اومد میشینیم سر میز
(مینهو اومد)
مینهو : سلام به همگی
بومگیو : سلام
هیسونگ : سلام مینهو سلام بومگیو
جیسو : مینهو جان میبینم که با خودت مهمون اوردی
مینهو : همینطوره خواستم امروز نامزدمم با خودم بیارم تا ایشونم با اقای هان اشناشن
بومیگو : درسته عزیزم نمیخوای مارو اشنا کنی ؟
مینهو : حتما میتونم جیسونگ صداتون بزنم
جیسونگ : حتما حتما *بغض ته گلویی💔*
مینهو : ایشون جیسونگن از این به بعد میشه گفت دوست خانوادگی جیسونگ ایشون بومگیوعه نامزدم و همسر ایندم
جیسونگ : خوشبختم *بغض*
بومگیو : همچنین *لبخند*
جیسو : بفرمایین سر میز
هیسونگ : اومدیم
بعد از شام کمی حرف زدن تا اینکه جیسونگ گفت
جیسونگ : من دیگه باید برم دیر وقته
مینهو : میخوای برسونمت ؟
جیسونگ : اگه میشه
مینهو : حتما چرا که نه
بومگیو : منم بیام ؟ *بچه ها این رو مخ بومگیو تی اکس تی نیست این برعکس بومگیو خودمون جندست و قراره چندشتون بشه ازش چون من کرم دارم😃*
مینهو : نه عزیزم تو بمون اینجا من جیسونگ و برسونم میام
بومگیو : پوففف باشه
جیسونگ : بریم ؟
مینهو : اوهوم
جیسونگ و مینهو رفتن سوار ماشین شدن توی طول راه حرفی زده نشد تا اینکه مینهو سرفه ای کرد و شروع به حرف زدن کرد
مینهو : اهم ... خواستم بدونم چطور پول صندلی وی ای پی رو دادی ؟
جیسونگ : اوه خیلی یهویی بود خب درسته پدرم انقدر مال و اموال نداشت که بتونم اون صندلی رو اجاره کنم ولی یه برنامه ای هست که من و دوستم ساختیمش کارش مثل کار برنامه شرکت شماست ولی واسه ما میشه گفت اونقدرام معروف نیست ولی سودش بیشتر از سود بقیه برنامه هاست
مینهو : اوه چه خوب حالا سودش چقدره؟
جیسونگ : با قیمت دلار حصاب کنیم ۲۰ برار
مینهو : ام یه نظری دارم
جیسونگ : بفرما
مینهو : میتونیم شراکتی این کارو انجام بدیم
جیسونگ : شما ؟
مینهو : اره من
جیسونگ : چطور ؟
مینهو : خب من بیشتر از پدرم صحام دارم میتونم شمارو شریک کنم و برنامه شمارو برنامه جدید شرکت معرفی کنم اینطوری هم برنامه بازدید کننده بیشتری پیدا میکنه هم من و هم شما سود بیشتری میکنیم
جیسونگ : درموردش فکر میکنم
مینهو : خوبه اگه خواستین قبول کنین لطفا به شرکت بیاین تا اونجا درموردش اساسی صحبت کنیم و قرارداد ببندیم
جیسونگ : حتما
مینهو : رسیدیم
جیسونگ : ممنون به خاطر رسوندنم و پیشنهادتون خدافظ
مینهو : خدافظ
- ۶.۳k
- ۲۳ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط