.

.
‍ بزن ڪه سوز دل من به ساز مے گوئی
ز ساز دل چه شنیدے ڪه باز مے گوئی

مگر چو باد وزیدے به زلف یار ڪه باز
به گوش دل سخنے دلنواز مے گوئی

به یاد تیشه فرهاد و موڪب شیرین
گهے ز شور و گه از شاهناز مے گوئی

ڪنون ڪه راز دل ما ز پرده بیرون شد
بزن ڪه در دل این پرده راز مے گوئی

#شهریار
دیدگاه ها (۵)

آنقدر که تـــــو را میخواهَم٬ بودنِ خــودم را نمیخواهمچـِقــ...

دلم ميخواهد تو رامثل هوانفس بکشم که مثل خوڹدر رگهایم جریاڹدا...

❣رو ندهید به غصه هایتانرو که دادیدکارتان تمام است...در قلبتا...

تـوازدرڪ دل مـن دوربـودےڪمے بـرخویشتنمغـروربـودےبجـاے آنڪهشم...

باز کن نغمه جانسوزی از آن ساز امشبتا کنی عقده اشک از دل من ب...

#دوستت_دارم و دانم که تویی دشمن جانماز چه با دشمن جانم شده‌ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط