The originals
The originals
Part 1
"کوک"
* ..در یک روز زمستانی..اولین روز کریسمس..اولین روز پا گذاشتن در قلمرو خود ،بوسان.. قلمرویی که متشکل شده از خون آشام ها..گرگینه ها..جادوگر ها و انسان ها..قلمرویی که زادگاهته.. تصاحبش کنی و فقط مال خودت باشه...فقط مال خودت!
ما اصیل زاده هستیم...اولین خون اشام های تاریخ ولی...
من یک دورگه هستم..یک دورگه خون اشام و گرگینه..اونم بدست پدرم که وقتی انسان بودم..یعنی من و برادرام که انسان بودیم پدرم با کمک مادر جادوگرم همه مارو برای محافظت و فانی بودن مثل خودش به خون اشام تبدیل کرد ولی قبلش..مادرم منو به گرگینه تبدیل کردع بود و چون دورگه شدن غیرممکن بود مادرم قدرت زیادی داشت..یعنی میتونم بگم اون و خواهرش قدرتمند ترین جادوگران تاریخ بودن..منو به دورگه تبدیل کرد..به اجبار پدرم!.. پدرم یک وایکینگ بود و بی رحم بودن تو خونش بود..چه برسه به اینکه با مایی که بچه هاشیم خوب باشع..و بلاخرع بعد سالها و قرن ها سختی کشیدن...به اینجا رسیدیم
(جین؛یونگی؛جی هوپ؛نامجون؛تهیونگ؛جیمین؛جونگ کوک؛)
یونگی
جونگ کوک خیلی مغرور و بی رحمه..مثل پدر..چون بابا همیشه جونگ کوک رو ضعیف میدونست..بچه خودشو شکنجه میکرد و در آخر مثل خودش تبدلیش کرد..ولی همه ما میدونیم اون ته قلبش مهربونه
این اخیرا فهمیدیم که بوسان رو تصاحب کردع..میخواستم پیداش کنم که اگه تا همینجا پیش رفته..مغرور بودنش بهش گند نزنه یا به قول بقیع تنها کسی که زبون این بشر رو میدونه منم
با تهیونگ و جیمین راه افتادیم به سمت بوسان
عرض سه ثانیه خودمونو رسوندیم اونجا و از هم جدا شدیم تا راحت تر پیداش کنیم..اینجا واقعا تغییر کرده..خیابوناش..مغازه هاش..ساختمون هاش..مردمش..شهر کلاسیک!... چیزی که جونگ کوک ارزوش رو داشت که...یکنفر رث دیدم
نکته: زمانش مال دوره های قدیمه
جادوگری که قبلا دوستش داشتم داشت به توریست ها شهر رو نشون میداد و توضیح میداد..بعد چند دقیقه که تو شک بودم دیدم از بقیه عذر خواهی میکنه و اومد سمتم
لورا: به به..جناب یونگی؟!.. از این طرفا
یونگی:چق..چقدر عوض شدی
لورا: دیگه..زمان همینطور میگذره..بزار حدس بزنم..دنبال اون برادر کوچیک خل و چلت میگردی!
یونگی: دقیقا
لورا: دقیقا
یونگی؛ میدونی چه جوری پیداش کنم
لورا: نه ولی دو نفر رو میشناسم که میدونن و تو هم میشناسیشون میدونی کجان سوفی و آنا لاوگود..جادوگر های دورگه کره ای و آمریکایی!
Part 1
"کوک"
* ..در یک روز زمستانی..اولین روز کریسمس..اولین روز پا گذاشتن در قلمرو خود ،بوسان.. قلمرویی که متشکل شده از خون آشام ها..گرگینه ها..جادوگر ها و انسان ها..قلمرویی که زادگاهته.. تصاحبش کنی و فقط مال خودت باشه...فقط مال خودت!
ما اصیل زاده هستیم...اولین خون اشام های تاریخ ولی...
من یک دورگه هستم..یک دورگه خون اشام و گرگینه..اونم بدست پدرم که وقتی انسان بودم..یعنی من و برادرام که انسان بودیم پدرم با کمک مادر جادوگرم همه مارو برای محافظت و فانی بودن مثل خودش به خون اشام تبدیل کرد ولی قبلش..مادرم منو به گرگینه تبدیل کردع بود و چون دورگه شدن غیرممکن بود مادرم قدرت زیادی داشت..یعنی میتونم بگم اون و خواهرش قدرتمند ترین جادوگران تاریخ بودن..منو به دورگه تبدیل کرد..به اجبار پدرم!.. پدرم یک وایکینگ بود و بی رحم بودن تو خونش بود..چه برسه به اینکه با مایی که بچه هاشیم خوب باشع..و بلاخرع بعد سالها و قرن ها سختی کشیدن...به اینجا رسیدیم
(جین؛یونگی؛جی هوپ؛نامجون؛تهیونگ؛جیمین؛جونگ کوک؛)
یونگی
جونگ کوک خیلی مغرور و بی رحمه..مثل پدر..چون بابا همیشه جونگ کوک رو ضعیف میدونست..بچه خودشو شکنجه میکرد و در آخر مثل خودش تبدلیش کرد..ولی همه ما میدونیم اون ته قلبش مهربونه
این اخیرا فهمیدیم که بوسان رو تصاحب کردع..میخواستم پیداش کنم که اگه تا همینجا پیش رفته..مغرور بودنش بهش گند نزنه یا به قول بقیع تنها کسی که زبون این بشر رو میدونه منم
با تهیونگ و جیمین راه افتادیم به سمت بوسان
عرض سه ثانیه خودمونو رسوندیم اونجا و از هم جدا شدیم تا راحت تر پیداش کنیم..اینجا واقعا تغییر کرده..خیابوناش..مغازه هاش..ساختمون هاش..مردمش..شهر کلاسیک!... چیزی که جونگ کوک ارزوش رو داشت که...یکنفر رث دیدم
نکته: زمانش مال دوره های قدیمه
جادوگری که قبلا دوستش داشتم داشت به توریست ها شهر رو نشون میداد و توضیح میداد..بعد چند دقیقه که تو شک بودم دیدم از بقیه عذر خواهی میکنه و اومد سمتم
لورا: به به..جناب یونگی؟!.. از این طرفا
یونگی:چق..چقدر عوض شدی
لورا: دیگه..زمان همینطور میگذره..بزار حدس بزنم..دنبال اون برادر کوچیک خل و چلت میگردی!
یونگی: دقیقا
لورا: دقیقا
یونگی؛ میدونی چه جوری پیداش کنم
لورا: نه ولی دو نفر رو میشناسم که میدونن و تو هم میشناسیشون میدونی کجان سوفی و آنا لاوگود..جادوگر های دورگه کره ای و آمریکایی!
- ۱.۷k
- ۲۳ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط