چندشاتی جونگکوک

چندشاتی جونگکوک

part 8

+چ..چی میل دارید...

-ات..

+تزدیک من نیا..

-ات... بزرا صحبت کنم..

+حتی فکرشم نکن..

یا لرزش صدا گفت و دور شد..

-ات... لطفا.. صبر کن ات...

+ من حرفی با شما ندارم..

-میشه باهات خصوصی صحبت کنم؟

×ات زه حرفش یک بار هم که شده گوش بده.. تقصیر کوک‌نبود..

+من نمیخوام‌چیزی بشنوم

-ات.. لطفا.. خواهش میکنم..

ات نفس عمیق کشید و سعی کرد خونسردی خودشو حفظ کنه..

- بیا بیرون از رستوران‌.

جونگکوک تایید کرد و بلند شد..

به سمت خارج از رستوران رفت..

-چقدر زیباتر شدی..

+ حرف اصلیتو بزن..

-راجب اون شب..

+خب؟ چیکار کنم؟

-ات.. گوش کن..

+خب چیه؟

-ات.. لطفا.. قسم‌میخورم اون‌موقع من‌نبوسیدمش

+ پس توهم زدم؟!

-نه..‌اون داخل یه لیوان شراب، قرص تحریک کننده ریخت..وقتی میخواستم دنبالت برگردم ببوسمت اومد سمتم و خودشو چسبوند بهم و بوسیدتم..

+حرفتو باور کنم؟ همچین انتظاری داری
دیدگاه ها (۰)

چندشاتی جونگکوکpart ۹-آره باید باور کنی.. چون تقصیر من‌نبود....

چندشاتی جونگکوکpart ۱۰یوری گفت^ بورام بسته.. دلشو نشکون...هر...

چند شاتی جونگکوکpart 7 امروز دومین روزی بود که اومده بودیم آ...

چندشاتی جونگکوکpart ۶جونگکوک ویواون شب..‌ من دختر خالم رو بو...

عشق شکوفه شده..پارت¹¹که یهو پاهاش لیز خوردات:ای من ریدم تو ا...

وقتی خیلی عصبانیه و....ویو جونگکوککه یهو ات رو دیدم که پتو د...

چند پارتی جیهوپ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط