خواستم قلم و کاغذی بردارم و داستان زندگیم را بنویسم ولی ج

خواستم قلم و کاغذی بردارم و داستان زندگیم را بنویسم ولی جز غم و غصه و اندو چیز دیگری نداشت.



اسداسماعیلی
دیدگاه ها (۱)

کاش میشد برگردم به روزایی که مادر داشتمو غم و غصه برایم معنی...

منم دستان طنز انیمه ای

و عشق؛ لبخندِ توست؛ از فرسنگ‏ها دورتر؛ آنگاه که نگاهت، فاصله...

ای دوست بنه شرح غم دلتنگیآغاز نما حکایت یکرنگیاز رنگ زمانه و...

🫀👈... ایکاش ذره ای از درون قلبم برات به چشم آشکار بود و میدی...

قصه ی دوست داشتن ما اینگونه بودیکی بود یکی نبود ، بی خیال قس...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:1اگر داستان طوری پیش برود که هر نفر در ...

#عاشقانه تقدیم زندگیم💕به سرمـ زد ، که "تو" را پاکــ کنمـ از ...

نام رمان:#قولی_که_شکست کاپل اصلی :تهکوککاپل فرعی : یونمین ،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط