کاش به زمانی برمیگشتم که تنها غصه ام شکستن نوک مدادم بود.

کاش به زمانی برمیگشتم که تنها غصه ام شکستن نوک مدادم بود..
دیدگاه ها (۱)

همه مدادرنگی هامشغول ی کاری بودند جزمدادسفید؛هیچ کس بهش کاری...

ﺩﯾﮕﻪ ﺩﻟﻢ ﻧﻪ ﭘﻮﻝ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﻧﻪ ﺁﻏﻮﺵ ﻧﻪ ﻣﻬﻤﻮﻧﯽ ...

دردل تاریک این شب های سرد ای امید نا امیدی های من برق چشمان ...

ماسه ها فراموشکار ترین رفیقان راهند! پا به پایت می آیند، آنق...

دیدی دندونت وقتی سالمه بهش توجه نمی کنی؟اما تا خراب میشه و د...

غصه های ما هیچ وقت تمومی نداره تا زمانی که نفس میکشیم باهامو...

࿙࿚.࿙࿚.࿙࿚.࿙࿚ ꣑ৎ ࿙࿚.࿙࿚.࿙࿚.࿙࿚کاش برگردم به اون زمانی که تنها دغ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط