چرخ گردون هرچه کردی ناز شصتت
چرخ گردون هرچه کردی ناز شصتت
سخت کردی روزگارم با شکــستـت
گرچه ایـــن دیوار دنیــا تنـــگ کردی!
من گــــلی بر آب دادم جنــگ کردی؟
از چه بــــاران میزند بر بـــام دلـــها
داغ گـــل دیدم شــدم تنهـــای تنها
گر صدایم میزدی نایی شــــنیــدی؟
بیش از اینها درد رسوایی نــدیــدی؟
درد من هم درد خیلی از شــــماست
کو کجا گفتند این درد از خـــطاست؟
ای قلم حرف از تباهی میـنوشتی!
بخت ما بود و سیــاهی میــنوشتی....
لایقش بــودم چرا بــازم جدایــــی؟
با مهاجر چرا این بی وفایـی؟
سخت کردی روزگارم با شکــستـت
گرچه ایـــن دیوار دنیــا تنـــگ کردی!
من گــــلی بر آب دادم جنــگ کردی؟
از چه بــــاران میزند بر بـــام دلـــها
داغ گـــل دیدم شــدم تنهـــای تنها
گر صدایم میزدی نایی شــــنیــدی؟
بیش از اینها درد رسوایی نــدیــدی؟
درد من هم درد خیلی از شــــماست
کو کجا گفتند این درد از خـــطاست؟
ای قلم حرف از تباهی میـنوشتی!
بخت ما بود و سیــاهی میــنوشتی....
لایقش بــودم چرا بــازم جدایــــی؟
با مهاجر چرا این بی وفایـی؟
- ۳۶۳
- ۲۶ مهر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط