جسم تاریک و خموش
جسم تاریک و خموش
قلبی آکنه ز درد
ناگزیر م به سکوت
بس که بیزار کرد
سالهای عمرم را
چه غریبانه گرفت
چه غریبانه شکست
تاج عمرم از دست
رفت از دامن من
آن همه زیبایی
شهرزاد ی بودم
چون پری رویایی
رخت بر بست و برفت
عمر من چون طوفان
دیگر از خود بودن
نگرانم نگران....
سولی
قلبی آکنه ز درد
ناگزیر م به سکوت
بس که بیزار کرد
سالهای عمرم را
چه غریبانه گرفت
چه غریبانه شکست
تاج عمرم از دست
رفت از دامن من
آن همه زیبایی
شهرزاد ی بودم
چون پری رویایی
رخت بر بست و برفت
عمر من چون طوفان
دیگر از خود بودن
نگرانم نگران....
سولی
- ۱۹۳
- ۱۷ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط