..دوستت دارم ولی با ترس وپنهانی

..دوستت دارم ولی با ترس وپنهانی
که پنهان کردن یک عشق یعنی اوج ویرانی..

دلم رنج عجیبی می برد از دوریت اما
نجابت می کند مانند بانو های ایرانی

تحمل کردن این راز از من سخت و دشوار است
که روزی خسته خواهد شد دل از اندوه طولانی

غمت را می خورد هر شب دل نازک تر ازشیشه
تو سنگی را نمی خواهی کنار شیشه بنشانی!

مرا باور کنی شاید به راه عشق برگردم
نه از این دست باورهای مردم در مسلمانی!


"عزیزم دوستت دارم" غم این جمله را دیدی؟!
تفاوت دارد این سیلاب با شب های بارانی.......
دیدگاه ها (۴)

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

از ترس تا اعتمادpart: 8 مد...

عشق :

پاییز اومد.. مرتضی پاشایی.عکس ملکه خوب ها

عاشقانه های شبنم

پارت ۵۳وقتی واردِ اون بارِ خصوصی شدند، نورهایِ نئونِ قرمز و ...

پروانه جان

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p67«بوی خوبی می‌ده...»همون لحظه لعنتی به ...

چندپارتی جیهوپ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط