رمان عشق کانائو با تانجیرو🍁🎀چپتر ۱

سلام اسم من کانائو عه من یه دختر دانشجوام و تو رشته ی داروسازی کار میکنم.🤗
من یه مامان دارم و اسمش میتسوریه.جد ما یه هاشیرا بوده و با شیاطین میجنگیده.اون توسط ارباب شیاطین مرد و شمشیرش برای ما به یادگار موند.
من یه دوست دارم که اسمش نزوکو عه.اون بهترین دوستمه و همیشه بعد دانشگاه باهم میریم کافه.اون هر روز برام شیرینی میاره چون خانوادش شیزینی پزن.منم براش هر روز شکلات میبرم چون مامانم مغازه شکلات فروشی داره.
منو نزوکو تویه کلاس باهمیم و تو اون کلاس ما ۲تا عاشق ۲تا پسر شدیم.🥰
اون عاشق یه پسر به اسم گیو و منم عاشق یه پسر به اسم تانجیرو شدیم.
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۲)

رمان عشق کانائو با تانجیرو🍁🎀چپتر ۲

رمان عشق کانائو با تانجیرو🍁🎀چپتر ۳

رمان عشق کانائو با تانجیرو🍁🎀چپتر ۰

کنیچیوا اوتاکو ها🎋🎍

واییییییی.....چقدر نازههههه.....آخی چقدر خوشگله مامان:شینوبو...

رمان انیمه ای هنوز نه چپتر ۴۵

زندگی دوباره

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط