نقطه شروع کنسرت p,14
نقطه شروع کنسرت p,14
(ویو هنا)
+: خیلی خب باشه ولی نباید یکم زود تر بهم خبر میدادی
یه نفر: ببخشید با خودم گفتم شاید نظرشون عوض بشه واسه همین یکم صبر کردم تا مطمئن بشم
+:باشه،باشه خدافظ
یه نفر: خدافظ
+: جمعه.....!باید وقتمو خالی کنم!
یعنی برگردم خونه؟
یا..برم امیلی رو ببینم؟
اره! میرم امیلی رو میبینم
زنگ زدم به امیلی
(مکالمه با امیلی)
...بوق...بوق...(مثلا صدای زنگ زدنه)
٪: الو
+:سلام امیلی خوبی؟
٪:اره خوبم!تو چطوری؟
+: منم خوبم!خونه ای؟
٪: برای چی میپرسی میخوای بیای اینجا
+: اوهم حوصلم سرفته گفتم بیام خونه تو
٪: باشه بیا ولی برو یکم خوراکی هم بگیر با خودت بیار تو خونه هیچی ندارم
+: من مثلا مهمونم بعد من باید برم خرید ( شاکی)
٪: تو اونقدر میای اینجا که داری صاب خونه میشی
+:اینکه دلیل نمیشه
٪: هنا خفه شو برو بخر..خدافظ (قطع کرد)
+:صب..ر.... وایییییییی از دست این دختر
(پایان مکالمه)
داشتم میرفتم سمت سوپرمارکت که چند تا پسر بچه(10،11،ساله) رو دیدم که داشتن فوتبال بازی میکردن
یکیشون شوت زد و توپ اشتباه رفت
مسیرشو با چشم دنبال کردمو دیدم
دوباره اون پسرا !!!(تعجب)
توپ داشت میرفت سمت صورت یکیشون
نمیخواستم واکنشی نشون بدم اما به صورت غریزی حرکت کردم و
دستم رو گرفتم جلوی صورتش و توپ خورد به دستم
(ویو هنا)
+: خیلی خب باشه ولی نباید یکم زود تر بهم خبر میدادی
یه نفر: ببخشید با خودم گفتم شاید نظرشون عوض بشه واسه همین یکم صبر کردم تا مطمئن بشم
+:باشه،باشه خدافظ
یه نفر: خدافظ
+: جمعه.....!باید وقتمو خالی کنم!
یعنی برگردم خونه؟
یا..برم امیلی رو ببینم؟
اره! میرم امیلی رو میبینم
زنگ زدم به امیلی
(مکالمه با امیلی)
...بوق...بوق...(مثلا صدای زنگ زدنه)
٪: الو
+:سلام امیلی خوبی؟
٪:اره خوبم!تو چطوری؟
+: منم خوبم!خونه ای؟
٪: برای چی میپرسی میخوای بیای اینجا
+: اوهم حوصلم سرفته گفتم بیام خونه تو
٪: باشه بیا ولی برو یکم خوراکی هم بگیر با خودت بیار تو خونه هیچی ندارم
+: من مثلا مهمونم بعد من باید برم خرید ( شاکی)
٪: تو اونقدر میای اینجا که داری صاب خونه میشی
+:اینکه دلیل نمیشه
٪: هنا خفه شو برو بخر..خدافظ (قطع کرد)
+:صب..ر.... وایییییییی از دست این دختر
(پایان مکالمه)
داشتم میرفتم سمت سوپرمارکت که چند تا پسر بچه(10،11،ساله) رو دیدم که داشتن فوتبال بازی میکردن
یکیشون شوت زد و توپ اشتباه رفت
مسیرشو با چشم دنبال کردمو دیدم
دوباره اون پسرا !!!(تعجب)
توپ داشت میرفت سمت صورت یکیشون
نمیخواستم واکنشی نشون بدم اما به صورت غریزی حرکت کردم و
دستم رو گرفتم جلوی صورتش و توپ خورد به دستم
- ۸۳
- ۰۲ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط