.

.
بیشه داران ، با تبر داران ، تبانی کرده اند
قامت بالا بلندان را ، کمانی کرده اند

ریشه خواران فسون ، بر تکدرخت پیرباغ
زاغ را ، مامور برج دیده بانی کرده اند

صحبت از بزم بهار و جام های لاله نیست
داس ها ، گلگشت ها را ، ارغوانی کرده اند

ساحت پاک پگاه کفتران ، خاکستری است
بس که صیادان در آن ، کرکس پرانی کرده اند

آبیاران ، با شب و مرداب ، پیمان بسته اند
این دو رنگان ، آبها را هم ، روانی کرده اند

آرزوی مردن خورشید و تکرار شب است
آنچه خفاشان ، به شوقش ، پر فشانی کرده اند

عاشقا ! برگرد ! راه عشق را پیچانده اند
رهزنان ، معشوق را هم ، بی نشانی کرده اند
دیدگاه ها (۲)

هرکه نماینده ی مامیشودراهی کوی وکلامیشودهیچ نگویدبنشیندخموشص...

اگر نفت و گاز متعلق به مردم ایران است پس چرا دلارهای نفتی ما...

هرگز با یک آدم نادان مجادله نکنید، تماشاگران ممکن است نتوانن...

بیاد برادرم:معلمی گفت توانا بود هرکه..؟ دانش اموزی ادامه داد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط