بوســـــه کردم

بوســـــه کردم
برلب مستت دلم دیوانــه شد
ازغم چشمــــان مستت
خانه ام ویرانـــه شد
ای همــه دل خوشے ام
دربند گیســــوے توأم
من کجا از غصــه گویم
تادر آغـــــــوش توام،
دیدگاه ها (۱)

گفتی:«دوستت دارم» و رفتی...من حیرت کردم...از دور سایه‌هایی غ...

بی هوا از راه برس !شبیه باران های پاییزی...شبیه قاصدک ها...ش...

سیاه چاله است چالِ گونه ات رحم کُن نخند…

براے دوست داشتنتمحتاج دیدنت نیستم ...اگر چہ نگاهت ارامم مے ڪ...

تو ماه شدی تا دل دیـوانه بسوزانیمن کور شدم تا به تماشای تو ب...

ندهد هيچ گلى عطـر خوش بوی تو رانفـروشم بــه جهـان پیـچشی از ...

بعد عمرے در ڪجا باید ڪہ پیدایت ڪنم؟!از ڪدامین پنجرہ باید تمن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط