حلالم کن اگر روزی گرفتار دلت بودم ......

حلالم کن اگر روزی گرفتار دلت بودم ......
نفهمیدم که خوش بودی و تنها مشکلت بودم

تو قاب عکس این دنیا فقط چشم تو را دیدم
حلالم کن اگه هر شب تو افکار تو چرخیدم

خودت هر روز میگفتی که از تنهائی بیزاری
بگو این لحن دلگیرو هنوز در خاطرت داری

گلوم سر شاره از بغضه،یه بغض تلخ و پژمرده
یه موسیقی پر درده از یه آهنگساز سر خورده
دیدگاه ها (۴)

می نشینم رو به روی خواهش ابروی توبعد می بافم غزل با خوشه های...

هر جا که حرفت شد همان دم گریه کردمخود را به یک گوشه کشاندم گ...

تا شمیم نفست را نفسی تازه زدم...عشق را با طپش قلب تو اندازه ...

بوسه ای بخشید و خوابم کرد و رفت با لب لعلش خرابم کرد و رفتبا...

★彡   Part 32 彡★ با سر درد چشم هام رو باز کردم.البته تیره و ت...

الان اینقدر بزرگ شده که دیگه بستنی نمی‌خوره! حالا تو با این ...

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط