برمن بچشان تلخ ترین زلزله ها

برمن بچشان تلخ ترین زلزله ها
را
چون بغض رساندی به لبم این
گله هارا
من برکه ی خشکیده تو ماه شب یلدا
کم نیست فراموش کنم فاصله ها
را
از مزرعه ی چشم توناگاه پریدم
ترسانده مترسک همه چلچله
هارا!!!
درمنطق چشمان توبایدکه
برقصم....
تا عشق کمی حل کنداین مسئله
هارا
این شانه مردانه که بی من پر
خندست..
سخت است به دوشش بکشد
حوصله هارا
من منتظرم ازلب توسیب بیفتد
از جاذبه انداخته ای مشغله هارا
دیدگاه ها (۱)

برمن بچشان تلخ ترین زلزله ها را چون بغض رساندی به لبم این گل...

NHبرمن بچشان تلخ ترین زلزله ها را چون بغض رساندی به لبم این ...

برمن بچشان تلخ ترین زلزله ها را چون بغض رساندی به لبم این گل...

برمن بچشان تلخ ترین زلزله ها را چون بغض رساندی به لبم این گل...

خیلی چیزا بینشون هست و خودشون متوجه نیستن :)!

enemies to love . . !

و منم اینقدرا خوش شانس نیستم ;)!

«ادامهٔ تبیینِ منشورِ قدرت (جلد دوم)»«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ...

حق:)!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط