دوست دارم که بپوشیرُخِ همچون قَمَرَتتا چو خورشیدنبینند به هر بام و دَرَتجُرمِ بیگانه نباشدکه تو خود صورتِ خویشگر در آیینه ببینیبِرَوَد دِل زِ بَرَت...