شبی از شبها به من گفتی شب باش ،من که شب بودم و شب هستم و

شبی از شبها به من گفتی شب باش ،من که شب بودم و شب هستم و شب خواهم بود ،شبه شب گشتم.به امیدی که تو فانوس نظرگاه شب من باشی.شبتون بخیر دوستای گلمممم....
دیدگاه ها (۱)

#بفرست_براش دل تنگمو... جز روی خوشت در نظرم نیست در گیتی و ا...

و شـــب،بی نهایت بود درست مثلِزخم های من ؛مراقب حرف‌هایی که ...

دوش در آیینه  مه  نقش سیمای تو دیدمماه را روشن تر از هر شب ز...

#silence_after_you#Part3با نشستن هواپیما چمدونم رو برمیدارم ...

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

گل خونی پارت 47تهیونگ وارد شود جیمین با سرعت رفت پیشش # به ج...

پارت چهاردهم با شنیدن این حرف، انگار یه بارِ ۱۰ تنی از روی ش...

رمان : قلب در تاریکی

تولدت مبارک کوکی جونم

نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانتکه جانم در جوانی سوخت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط