یک بغل شعر در اندوه نگاهت داری

یک بغل شعر در اندوه نگاهت داری
تو به منظومه ی خیام شباهت داری

من که خیاطم و هرروز غزل میدوزم
تو به پوشیدن شعرام،مهارت داری

تو شبیه شب یلدایی و من می دانم
ته چشمات چه اندازه اصالت داری

دل و دین و غزل و خانه به یغما بردی
مثل قوم مغولی،میل به غارت داری

تو که از روز ازل فاتح شعرم بودی
ته دیباچه ی شعرام اقامت داری 💦 ❣ 💦 ❣ 💦 ❣ 💦 ❣ 💦 ❣ 💦 ❣ 💦 ❣ 💦 ❣ 💦
دیدگاه ها (۱)

وقتی دلم برایِ تو بی تـــــــاب میشودچشمم برایِ دیدنت مشتـــ...

من اینجا درست وسط پاییز ایستاده ام و دارم برگ به برگدوبار عا...

خلاصه ی آرامش•حرف زدن کمتر، عمل بیشتر•حرص کمتر، بخشش بیشتر•ن...

اگر کسی به این باور برسد کهغیر از "خدا "به کسی احتیاج نداردخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط