با دیدگانی تار

با دیدگانی تار
مینویسم...برای تو و برای دل!
دل! این دل تنگ و تنها...امروز تنهاتر از هرزمان دیگرم...
تو هستی در تارو پود لحظاتم...اما...
اما سهم من از این دنیای رنگی فقط تنهایی بوده...
چشمانم را از من مگیر
بگذار تا جان دارم برای تو بنویسم
برای تو و از تو!!!
تویی که مهربانترینی..
خدایا دریاب حال مرا که...که از وصف حالم عاجزم و ...خسته...
دریاب مرا! این بنده ی سراسر بغض و حسرت را..
صبر ...صبر را بمن هدیه کن!
خدایا ! بگذار دست یابم به هر آنچه که دلم با او آرام میگیرد...و مگذار ! تورو قسم به خداییت مگذار گناه کنم...
خدایا ! مواظبم باش! مواظب این روح بیقرار و تنهایم باش!
خدای مهربانم ای بیکران نازنین..! عاشقم برتو و هرآنچه که بمن هدیه میکنی!
بهترینها را به قلب بیقرار و تنهایم هدیه کن...ای قدرتمند بی نهایت کریم
دوستت دارم ای مهربان...تو را سپاس برای همه رحمت هایت...
با من بمان...خدا...با من که تو تنها نگهدار منی...
به تو
به محبتت
ومهر
و هدایتت
نیازی مبرم و عمیق دارم...
خدایا .....
دیدگاه ها (۱)

دیروز گریســـــــــــتمبرای تمامی روزهایی که گرفتار , خسته و...

دگر نیست که نیست...روزگاری عاشقم بود دگر نیست که نیستیادی از...

ﻧﮕﻔﺘﯽ ﺑﻤــــــــــــــﺎﻥ…‧‧‧‧‧‧‧ﻭﮔﺮﻧﻪ ﻣــــــﻦ ﺁﺩﻡ ﺭﻓﺘــﻦ‧‧‧...

ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﻳﺮ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﻴﻢ ، ﺧﯿﻠﯽ ﺩﯾﺮ . . . !ﮐﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪﻥ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط