Part8

Part8
ا.ت: جوابم مثبته.
کوک:واقعا(آخجونننننن)
ا.ت: اوهوم
ویو نویسنده: شب شد و جونگ کوک ا.ت رو مرخص کرد و باهم رفتم خونهٔ ا.ت زندگی کردن تا ا.ت حالش خوب بشه
کوک: رسیدیم پیاده شو
ا.ت: باش
بیا اینجا اتاق منه.
کوک: آها ممنون
ا.ت: شیرموز میخوری؟
کوک: ارههههههههههه
ا.ت: باش آروم باش😁😳
:)
ویو:( چند روز گذشت و کوک بیرون بود)
ویو ا.ت: کوک بیرون بود رو مبل دراز کشیدم که یکی بهم پیام داد.....
.
شرطا:
۱۰کامنت
دیدگاه ها (۱۳)

تکپارتی جونگ کوک

رمان:تا وقتی که عاشقت شدم

چند پارتیــــــــ🖤✈️🖤ــــــــوقتی که مجبوره بره سفر کاریــــ...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

《برادره ناتنیم》(پارت ۷)ویو ا/تاون مین جو بود کهمین جو: اووو ...

Forbidden love④کوک: منم چیزی یادم نمیاد منم مست بودما/ت: ازت...

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

تهیونگ پرسید: بچه مگه شما کرم دارینکوک و ا/ت: هاالیسا: ببین ...

تک پارتی از سانزو هاروچیو🖤🤞یاندره و هنتای داره و لطفا گذارش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط