خاطرات کودکی,,خیلی ها می‌نویسند خاطرات شیرین کودکی,من میگ

خاطرات کودکی,,خیلی ها می‌نویسند خاطرات شیرین کودکی,من میگویم خاطرات تلخ و شیرین کودکی,از ان جهت شیرین چون یادمان نیست چگونه گذشت,,,و میگویم تلخ چون بزرگ که شدیم خاطراتی از همان کودکی در ذهن ما نقش میبندد که حالا میفهمیم چه تلخ بوده و آنها را در کنج قلب خود پنهان کرده ایم...
دیدگاه ها (۱)

خیلی راحت میتوان گفت عاشقتم,اما هروقت توانستی جای او باشی,و ...

چشمهایت را به دنیا نمیدم,,,چشمانت قصه هزار و یکشب در خود دار...

باز هم خواب ترا دیدم و دیوانه شدمبوسه ای از لب ام چیدم و دیو...

تو فکر حرفهای خوب تو لحظات با منی,من عشق میکنم که تو در ارتب...

جمع وفاق جمع جمع است.منتهی معلوم نیست چرا این بار همه تیرها ...

جمع وفاق جمع جمع است.منتهی معلوم نیست چرا این بار همه تیرها ...

کودکی، پروازِ خیال بود در هوایِ بی‌مسئولیتی؛ زمانی که غصه‌ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط