پُرِ زخمم و غم قهرِ تو مانند نمک

پُرِ زخمم و غم قهرِ تو مانند نمک
به گمانم که بمیرم، تو بگویی به درک


به هوای تو دلم یکسره، آرام و یواش
می کشد از سر دیوار حیاط تو سرک


مدتی هست که فهمیده ام آن خنده ی تو
در خودش داشته مجموعه ای از دوز و کلک


تا که من دق کنم از غصه، برایش هر روز
می کشی سرمه و سرخاب و سفیداب و زَرک


رنگ و رویم شده از تندی اخلاق تو زرد
شده ام لاغر و پژمرده، لبم خورده ترک


دوستی گفت: "گمانم که به این حالت تند
عاشقی را زده در خانه ی قلب تو محک"


"دوستت دارم" و با گفتن آن صدها بار
داده ام دست دل سنگ و سیاه تو گَزک


گفته بودی که شکایت نکنم...چشم! دعا:
حافظت دست خدا باشد و اَللهُ مَعک

 


#عاشقانه ...
دیدگاه ها (۱)

لونا و ويليام

پُرِ زخمــــم و غــــم قهــــرِ تو مــاننـــد نمــکبه گمــــ...

پُرِ زخمــــم و غــــم قهــــرِ تو مــاننـــد نمــکبه گمــــ...

پُرِ زخمم و غم قهرِ تو مانند نمکبه گمانم که بمیرم، تو بگویی ...

نامه‌ی عاشقانه‌ی بسیار خواندنی از زن جوانی که حدود صد سال پی...

نامه‌ی عاشقانه‌ی بسیار خواندنی از زن جوانی که حدود صد سال پی...

جملات کوتاه میلان کوندرا آنچه فرد تحصیلکرده را از فرد خودآمو...

روزی، روزگاری مردی تصمیم گرفت کتابی بنویسد به اسم مکر زن. زن...

صادق هدایت منیژه: مگر همۀ کارها من باید بکنم؟ مگر من گفته‌ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط