شعری شکسته بودم و جان داده ای مرا

شعری شکسته بودم و جان داده ای مرا
ناگه شکسته تر به تماشا نشسته ای؟
تکلیف این دل رسوا به حریمت چه می شود؟
ناآشنا نشسته ای و دلم را شکسته ای
دیدگاه ها (۱)

عادلانه نیست... قبول داری؟ که من برای دیدنت چشمانم را می بند...

اگر یار مرا دیدی به خلوت بگو ای بی وفا ای بی مروت غمم دادی و...

valentine v victor of love a ado...

شیشه ای دل را دست طفل خورد دادمطفل را هرکس محرم ساخت رسوا می...

تاوان سنگین

من گریه می‌کنم که تماشا کنی مرا😢مانند طفل گمشده پیدا کنی مرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط