امشب ز فراق دوست خوابم نبرد

امشب ز فراق دوست خوابم نبرد
هم دل به سوی شمع و کتابم نبرد

از بس که دو دیده آب حسرت بارد
بیدار نشسته ام که خوابم نبرد

# ملک اشعرا
دیدگاه ها (۱)

پروانه هم شبیهِ من از ساده لوحی‌اشدلبسته ی گلی‌ ست که درکش ...

اینجا جواب نامه‌ی عاشق تغافل استبیهوده انتظار خبر می‌کشیم...

من یاد تو را سجده کنم ای صنم اکنونبرخیز و بیا خود بت بتخانه ...

دوستان هیچ نکردند ورسیدند به تو...من به دنبال تو می گردم و س...

خواب ز چشمانم پریده شبانه هستم بیدارسوی چشمانت دیده شروع کنم...

صبا اگر گذری افتدت به کشور دوستبيار نفحه‌ای از گيسوی معنبر د...

بی روی دوست، دوش شب ما سحر نداشتسوز و گداز شمع و من و دل اثر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط