دانلود رمان در امتداد نقطه چین

دانلود رمان در امتداد نقطه چین
نویسنده: نگار قاسمی
ژانر: عاشقانه، اجتماعی
تعداد صفحات: 76
خلاصه:
داستان رمان درمورد دختری به اسم آریساست که داره با سرنوشتش می جنگه.
این دختر عاشق می شه و تو تمام لحظه های زندگیش فقط چوب عشقشو می خوره.
عشق یا وابستگی؟ امیر، عاشق دختری به نام روناکه که اعتراف آریسا به امیر، باعث می شه روناک امیر رو ترک کنه.
اما آیا اونا دوباره کنار هم برمی گردن؟
امیر و آریسا… کنار هم…
ولی دو تا غریبه، روناک و حسام، کنار هم به اجبار…
بخشی از داستان:
‫ آریسا جان ‪ ،ایشون همسرم ‪ ،آقای حسام زمانی هستن ‪ .راستی ؛ تبریک میگم ‪ .خیلی خوشحال شدم وقتی شنیدم ‪.‫این جا ‪ ،چه خبره ؟ برای چی دارن بهم ‪ ،تبریک میگن ؟
‫ ممنونم ‪…ولی ‪…‫همین که اومدم بگم ‪ ،ولی تبریک برای چی ؟ یهو امیر ‪ ،عین جن ظاهر شد ؛ دستشو گذاشت رو کمرمو گفت ‪:
‫ چیزی شده عزیزم ؟‫این غول بیابونی با من بود ؟ نگاهی به اطرافم انداختم ؛ نخیر ‪ .کسی جز من و روناک و حسام و امیر ‪ ،نیست ‪ .یعنی هست ؛
‫به کار خودشون مشغولن !
‫با چشمای گرد شده ‪ ،به امیر خیره شدم ؛ بهم لبخندی زد و رو به حسام و روناک ‪ ،گفت ‪:
‫ خانم بزرگمهر و آقای زمانی ‪ ،وقتی فهمیدن نامزد کردیم ‪ ،خیلی خوشحال شدن !‫واقعا دوتا شاخ درآوردم ! نامزد ! اونم کی ؟ من و امیر ! خنده داره ‪.
‫با حرص به امیر ‪ ،که با آرامش بهم خیره شده بود ‪ ،نگاه کردم ‪ .در همین حین ‪ ،روناک گفت ‪:
‫ آریسا ! پس ‪ …حلقت ؟‫موندم چی بگم ؟ امیر به دادم رسید ‪:
‫ خانمم دیشب که ظرف شستی ‪ ،از رو میز برش نداشتی ؟‫نیمچه لبخندی زدم و با حرص گفتم ‪:
‫ نه عزیزم ‪ .برش نداشتم ؛ فکر کردم تو برداشتی ‪.‫روناک ‪ ،چشم غره ای به من و امیر رفت و دست حسامو گرفت و گفت ‪:
‫ عشقم ؛ بریم که کلی کار داریم ‪ .با اجازه !‫بعد با عجله رفتن ! حتی مهلت ندادن ما ازشون خداحافظی کنیم !
‫با حرص ‪ ،به امیر ‪ ،زل زدم ‪ .گفت ‪:
‫ توضیحش بمونه برای بعد ‪ …االن گشنمه‫رفت سمت یه میز خالی و منم رفتم یه جای خالی پیدا کردم و نشستم ‪
.واقعا چه لزومی داشت امیر ‪ ،این دروغو بگه ؟
http://mahroman.xyz/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d9%85%d8%aa%d8%af%d8%a7%d8%af-%d9%86%d9%82%d8%b7%d9%87-%da%86%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%da%a9%d8%a7%d9%85/
دیدگاه ها (۱)

سندروم ایمپاستر برنامه‌نویسان

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۶🦋)✥(ویو لوین کاترین)گربه کوچولویی که قبلاً ب...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_39مظلوم سری تکون دادم ..با د...

عشق این ما پارت۲

کپشنننن مهمهههه گودی گودی🎀🤣عروسک من😈🔞پارت بیست و هشتویکتور ب...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 209♡⁠。⁠)شام سرو...

رمان :{ تا وقتی که عاشقت شدم }

𝐌𝐲 𝐅𝐚𝐤𝐞 𝐁𝐨𝐲𝐟𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝 | دوست‌پسر قلابی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏از صبح مامانت مد...

شاهکاری به نام دروغ

𝖬𝗒 𝖯𝖺𝗋𝖺𝗆𝗈𝗎𝗉𝖯𝖺𝗋𝗍:④پدرم گفت دست‌هاشو تو هم گره زد: «بله ژنرال ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط