از پیرمرد پرسیدند چرا ناراحتی

از پیرمرد پرسیدند چرا ناراحتی؟
گفت:جاسیگاری‌ام شکسته؟
گفتند:مگر چقدر قیمت داشت؟
گفت:به قیمتش نیست!
تمام جوانی‌ام را در ان سوزانده بودم! .
.
.
متن از #احمد_خان
دیدگاه ها (۳)

یادم باشد عاشق کسی شومکه شعر را بلد باشد!کسی که بفهمد وقتیست...

✍ یکی از دانشمندان، آرزوی زیارت امام زمان را داشت. مدتها ریا...

📌گزارشی از فقر و فساد به شاهشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۴۷🔸برای شرفیابی ...

همکلاسی های عوضی مو بشناسید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط