ناغافل خوابم برد.
ناغافل خوابم برد.
وقتی بیدار شدم قوم و خویش دورم جمع شده بودند و فقط
حرفهای خوب درباره ام میزدند.
اون وقت بود که فهمیدم مُردم.
وقتی بیدار شدم قوم و خویش دورم جمع شده بودند و فقط
حرفهای خوب درباره ام میزدند.
اون وقت بود که فهمیدم مُردم.
- ۸۹۲
- ۱۲ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط