امل و امانی، دختران شهیدم، در جنگ اصرار داشتند که به پیش

امل و امانی، دختران شهیدم، در جنگ اصرار داشتند که به پیش پدربزرگشان ابوالعبد سفر کنند، اما شهید شدند...

امل و امانی، پدربزرگتان آمد، پس به او خوش‌آمد بگویید، او را آب بنوشانید، و دستان او را ببوسید.

او از بزرگ‌ترین مردم بود.
به خدا سوگند اگر یک عمر برایت گریه کنم، نمی‌توانم که حق شما را ادا کنم.
*عروس اسماعیل هنیه(تنها فرد باقیمانده در عکس)


┏━━ °•🖌•°━━┓
@jahad_tabein
┗━━ °•🖌•°━━┛
دیدگاه ها (۱)

قسمت ششمعشق وغروبه طرفم برگشت و گفت : غزاله ! حوصله داری با ...

اقای شهیدم💔🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀

این پست با عشق ساخته شده؛ با یه لایک خوشگل هم حمایتش کنـــ.....

بازنشر میزنی خوشگه..؟ 🤍

بازنشر میزنی خوشگه..؟ 🤍

بازنشر میزنی خوشگه..؟ 🤍

به نظر تون بد شد

اگه این سبک انیمه رو دوست داری، با یه لایک بهم بگو! 💕✨🍃

بازنشر میزنی خوشگه..؟ 🤍

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط